تبليغاتX
نيم خط - پایان نیم خط

نيم خط

برای پایان دادنش باید اسمشو بذارم پاره خط. پایانش میدم تا روزی که دیگه حس نکنم آفتاب اینجا داره غروب میکنه... دلم میگیره وقتی میام اینجا... شده عین قبرستون...

آبجیز یه آلبوم جدید منتشر کرده که من یکی از آهنگاشو خیلی دوست دارم.. اینم  متن آهنگ تو آب:

چند وقته با همه ی آدما قهرم

آخه زندگی باهاشون شده بود زهرم

دیگه خسته و دلگیر از زمین و زمان

گفتم بیام بدم یه تغییر مکان

تو آب

تو آب

راستش اونروزی من از همه شون بریدم

که خوی گرم انسانی رو توشون ندیدم

همه از دم بی بخار مثل ماشین ربات

شل و ول دهانا باز چشا گرد و مات

یا مدام مثل زامبی توی اینترنت

یا با آی پاد و هدفون ذل میزدن تو چشت

تو آب

تو آب

احساسات مجازی مثل بارون سیل

میریختن رو سرت از طریق ای.میل

روابط دوستانه ی دیجیتال توی فال (؟)

رد و بدل میشدن با امواج موبایل

دوره های گرم فامیلی هم رفتن زیر گل

جای خالیشونو دادن به آمریکن آیدل

این شد مصمم شدم از همه جدا شم

برم جایی که از نسل بشر دور باشم

حالا زندگیم واسه ی خودم آبرومند (؟)

(؟)

چون که از وقتی که من عهد رو باهاشون شکستم

تا حالا توی آکواریم نشستم

حالا معاشرینم همه شدن ماهی

با هم میایم رو آب و نفس میگیریم گاهی

گرچه اینا هم خیلی واسم نگذاشتن اعصاب

از بسکه فقط بلدن بگن تو آب.. تو آب.. تو آب..

ولی وقتی بازم آدما رو از تو آب میبینم

میگم بازم صد رحمت همین جا می-شی-نم


بعضی جاهاشو که شک دارم یا نفهمیدم (؟) گذاشتم...

آخ! انقد دلم میخواد بذارم این آدما رو برم یه جا لا به لای حیوونا! به خدا اونا آدم تر از آدمای گه این دوره زمونه ان...

بای بای


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:58  توسط   |